موبایل اسلامی
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
 


  چاپ        ارسال به دوست

سلوک دانشجویی

تواضع در آموختن و پرهیز از غرور و تکبر

سلوک دانشجویی

غرور و تکبر در مرحله پیش از آموختن، مانع فهمیدن می شود. فرد مغرور و متکبر، خود را برتر از دیگران می پندارد. ازاین رو، پرسیدن که اعتراف ضمنی به ندانستن است، برای او دشوار می آید. پرسش، کلید گنجینه دانش است. مغرور، درِ دانایی را به روی خود می بندد و از دانستن محروم می شود، در حالی که تواضع و فروتنی در یادگیری و پرسیدن و فهمیدن، نقش مهمی در پیشرفت علمی دارد. انسان متکبر، همچون زمینی بلند است که در آبیاری، هرگز آب به آن نمی رسد. در نتیجه، از این مایه حیات محروم می ماند.

ازاین رو گفته اند:

افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب، زمینی که بلند است

در مرحله پس از آموختن نیز غرور سبب می شود انسان، خود را برتر از دیگران بداند و مردم را به چشم حقارت بنگرد. پس این گونه فخر بفروشد و خود را دانای کل بپندارد و خود را گرفتار غرور علمی سازد. در واقع، تهذیب نفس، رتبه ای بالاتر و مقدم تر بر آموزش علم دارد. اگر آدمی خود را از آلودگی های نفس نپیراید، دانش او سبب رکود و ضد ارزش برای او می شود.

آن گاه علم و دانایی به جای درمان بودن، درد می آفریند و به جای نوش، نیش می شود. نجات نمی بخشد، بلکه گرفتار نیز می کند و به جای بال بودن، وبال او می شود.

مغرور نشدن به دانسته ها و حرمت نهادن به دیگران و هویت خود را به سبب مسلط شدن به مشتی اصطلاحات علمی از دست ندادن، از بایسته های یک دانشجو در راه تحصیل علم و از رمزهای موفقیت او در این راه است.

پیام متن:

تواضع در آموختن، هم سبب می شود دانشجو از نعمت پرسیدن در راه کسب علم بی بهره نماند و هم اینکه مانع از آن می شود که اندوخته های علمی او عاملی برای برتری طلبی و فخرفروشی به دیگران می شود.

 

احترام به استاد

معلمان، فراگیران خویش را مهمان علم خود می سازند و سفره دانش خویش را در برابرشان می گسترند. پس آنان از صاحبان حق اند و فراگیران، موظف به حق شناسی و ادای وظیفه در برابر آنان؛ که این، نشانه «بلوغ انسانی» است. چه زیباست رفتار سرشار از ادب آنان که وقتی به مرحله های بالای دانش و تخصص می رسند، باز حق استاد را از یاد نمی برند و در هر موقعیت و شرایطی، احترام معلم را بر خویش واجب می دانند و مایه کسر شأن خود نمی شمارند. این، آموزه بزرگ حضرت رسالت است، آن جا که هم به شاگردان دستور می دهد در برابر معلم خود فروتن باشند، هم استادان را فرمان می دهد که با شاگردان خود با فروتنی رفتار کنند: «تَواضَعُوا لِمَنْ تَعَلَّمُونَ مِنْهُ وَ تَواضَعُو لِمَنْ تُعَلِّمُونَه».

در میان سخنان راه گشای حضرت علی علیه السلام ، رهنمودهای ارزشمند فراوانی وجود دارد. یکی از آنها این سخن است: «قُمْ مِنْ مَجْلِسِکَ لِاَبیکَ وَ مُعَلِّمِکَ و اِنْ کُنْتَ اَمیرا؛ به احترام پدرت و معلمت از جای برخیز، هر چند «امیر» باشی».

بر این اساس، فرمان روایی نباید انسان را چنان غافل و نسبت به پدر و معلم، مغرور سازد که وظیفه ادب و تواضع در برابرشان را از یاد ببرد.

شهید ثانی در کتاب منیة المرید، آداب شاگرد در برابر استاد را عبارت می داند از:

ارج نهادن به استاد، تواضع در برابر او، یادکرد محترمانه از او، سپاس گزاری از ارشادات استاد، تحمل جفا و تندی او، جلوس مؤدبانه در محضر او، مراقبت از حرکات و حالات خود در حضور استاد، نادیده انگاشتن لغزش های گفتاری او، تمرکز حواس و استماع دقیق و عدم تکرار سؤال های فرساینده.

پیام متن:

معلم با روحی بزرگ، گوهر دانش خویش را به آدمی می بخشد. پس حق بزرگی بر عهده انسان دارد. ازاین رو، باید همواره در احترام گذاشتن به او کوشید و حقوق او را گرامی داشت.

 

پرهیز از مجادله

بحث علمی، پسندیده است و جدال علمی، ناپسند. بحث کردن در مسائل علمی، به روشن شدن حقیقت کمک می کند و جدال کردن در این باره، به خاطر وجود ردپای برتری جویی، ره به جایی نمی برد. اخلاقیون، جدل را یکی از آفت های علم می دانند؛ زیرا به لجاجت درمی آمیزد و آدمی را به نتیجه شایسته ای نمی رساند. در روایت است که «مردی به حسین بن علی علیه السلام پیشنهاد داد که بنشین تا درباره دین بحث و مناظره کنیم. امام که گویا از روحیه جدل گرایی و مناظره خودنمایانه یا غیرحق طلبانه او آگاه بود، فرمود: فلانی! من از دین خودم بصیرت و آگاهی دارم و هدایت و بر حق بودن من، برایم روشن و یقین است. تو اگر دین خودت را نمی دانی، برو و آن را بجوی! مرا با مجادله و چه کار؟ شیطان گاهی کسی را وسوسه می کند و بیخ گوش او می گوید: برو و درباره مسائل دینی با مردم مناظره کن تا خیال نکنند تو ناتوان یا نادانی».

امام صادق علیه السلام می فرماید:

هر کس دانش بجوید و علم آموزد تا به وسیله آن با دانشمندان به تفاخر بپردازد یا با سفیهان نابخرد به مجادله مشغول شود تا توجه ها را به سوی خودش جلب کند، جایگاهش را در دوزخ فراهم می سازد.

خداوند در قرآن کریم به «جدال احسن» فرمان می دهد، ولی جدال احسن وقتی تحقق می یابد که انسان، بیش از خود، به حق بها دهد و بیش از دیدگاه ها و باورهای خویش، برای حقایق علمی ارزش بگذارد و در بحث های علمی، صداقت داشته باشد. گاهی باید با سکوت، به میدان مبارزه با یک لجوج و ستیزه جو رفت. به تعبیر زیبای صائب تبریزی:

نیست درمان، مردم کج بحث را جز خامشی         ماهی لب بسته، خون در دل کند قلاب را

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است: «پرهیزکارترین مردم، کسی است که جدل را ترک کند، هرچند حق با او باشد».

پیام متن:

جدل در بحث های علمی، در نفس انسان ریشه دارد وبیشتر به انکار حق و ستیزه جویی می انجامد. ازاین رو،باید به شدت از آن پرهیز کرد.

 

علم به همراه ایمان

اگر در کالبد علم، روح بصیرت و معرفت نباشد و اگر صاحب دانش از ایمان و عاطفه تهی باشد، ارزش او در حد ابزار صنعتی تنزل می یابد. دانش، تنها بخشی از شخصیت انسانی ما را می سازد، نه همه آن را. ایمان و عمل، کامل کننده علم به شمار می آیند. اگر باور آدمی به خدا و آخرت و روز حساب و برپایی محکمه الهی برای داوری عملکردهایمان، ضعیف باشد یا به این مسائل باور نداشته باشد، علم انسان به تنهایی، قدرت نجات او از امواج متلاطم و رساندن او به ساحل امن را ندارد.

چه زیباست کلام استاد مطهری که فرمود:

علم، وجود انسان را به صورت افقی گسترش می دهد و ایمان، به شکل عمودی بالا می برد. علم، طبیعت ساز است و ایمان، انسان ساز. علم، زیبایی عقل است و ایمان، زیبایی احساس. علم، ابزار می سازد و ایمان مقصد. علم، سرعت می دهد و ایمان، جهت.

روشن تر بگوییم، مشکل امروز ما ضعف دانش مذهبی و آگاهی های دینی نیست و آنچه خطرساز گشته، ضعف ایمان است، نه ضعف علم. با سست شدن ایمان مذهبی و بی توجهی به آخرت و حساب و کتاب، بشر به راحتی به وجدان خود پشت می کند و از دید او جز منافع شخصی و سود مادی، چیز دیگری ارزش ندارد.

چه چیزی می تواند انسان را از ورود به منطقه ممنوع در قلمرو مسائل اقتصادی و پول و دارایی نگاه دارد؛ علم یا ایمان. مگر نه اینکه شیادان با چراغ دانش و تخصص، گزیده تر کالاها را به یغما می برند. راستی که علم به تنهایی کافی نیست.

پیام متن:

علم، به تنهایی برای سعادت انسان کافی نیست و اگر با ایمان همراه نباشد، برای انسان خطرناک و مایه بدبختی اوست.

از اینرو، باید به شدت از آن پرهیز کرد.

 

توجه به ریشه های اصیل علمی و فرهنگی خود

هر قوم و جامعه ای، به اندیشه ها و آموزه های مکتبی خویش ارج می نهد. همچنین به شخصیت های علمی، ادبی و هنری یا به فرهنگ و آثار مکتوب و کتاب خانه و میراث های علمی نسل های گذشته که مایه سربلندی شان گشته است، می بالد. اینهاست ریشه های هر ملت که هر چه عمیق تر، کهن تر و قوی تر باشد، شکوه استواری و سرافرازی آن قوم تضمین شده تر است. برخی، از این ریشه ها بی خبرند و عده ای به آن اعتقاد ندارند یا برتری و اصالت آنها را در برابر آثار و فرهنگ و شخصیت ها و اندیشه های بیگانه نشناخته اند.

این گونه افراد به راحتی از فرهنگ خود برمی گردند و رنگ فرهنگ بیگانه را به خود می گیرند. بازنگری عمیق در فرهنگ خود، عاملی برای در امان ماندن و ایستادگی در برابر این هجوم ها و توفان هاست. تنها کسانی که روحی ضعیف و خالی از باورهای اصیل مذهبی داشته باشند، به فرهنگ مهاجم پاسخ مثبت می دهند و این ضعف آنان، ناشی از احساس حقارت است.

اگر فهرستی از نام چهره های بزرگ و نورانی بزرگان مکتب و مفاخر ملی ما فراهم آید، چندین جلد کتاب می شود. اگر آثار تألیفی اندیشمندان برجسته مسلمان در طول قرن های گذشته یک جا گردآید، کتاب خانه ای بس عظیم خواهد شد.

بسیاری از نوابغ و فرزانگان علمی و ادبی ما، در غرب آشناتر و معروف ترند. کسانی چون حافظ و مولانا، حکیم عمر خیام و ابوعلی سینا، خواجه نصیرالدین و زکریای رازی، ابوریحان بیرونی و جابربن حیان، ملاصدرا و فارابی، میرداماد و شیخ بهایی، سیدجمال الدین، امام خمینی، علامه طباطبایی، پرفسور حسابی و استادمحمدتقی جعفری، در جهان غرب شناخته شده اند و درباره آنها صدها کتاب تألیف شده است.

جوان امروز در جهان اسلام، نهال بی ریشه ای نیست که در برابر توفان های فکری و جریان های فرهنگی وارداتی، خود را ببازد، مگر آنکه این ریشه ها را نشناسد. به راستی چرا از ریشه های مان غافل باشیم؟

پیام متن:

توجه کردن به ریشه های کهن علمی و فرهنگی کشور، انسان را از خودباختگی در برابر فرهنگ بیگانگان حفظ می کند و سبب سربلندی و افتخار برای میهن خود می شود.


استفاده از فرصت ها

ما مسئول عمر، زمان، فرصت ها و استعدادهای خویشیم. هرگز مباد که گذشته ما به امید آینده و آینده ما به حسرت گذشته سپری شود. زمان، امانتی گران قدر در دست ماست:

باید از هر دقیقه قرنی ساخت    قرن را در دقیقه گنجانید

یا که با شیوه مهار زمان جبر را هم به زیر بال کشید

مسئله مهم در رشد و تکامل آدمی، توانایی یافتن بر مهار زمان است. اگر قدرت آن را داشته باشیم، هم دقیقه های ما استمرار و وسعت می یابد و سرشار می شود، هم می توانیم قرنی را در دقیقه ای بگنجانیم و لظحه عمر خود را غنی سازیم.

چه نیکوست که امروزِ ما بهتر از دیروز و فردای ما بهتر و روشن تر از امروز و فرجام کار ما بهتر از آغاز آن و آخرت ما بهتر و آبادتر از دنیای ما باشد.

عده ای سال گذشته درهمین ایام بودند و امروز نیستند، یعنی ازنعمت وجود بهره مندبودند و امروز محروم اند. این بدان معناست که فرصت ها را پایانی است و مهلت ها را باید مغتنم شمرد و پاس داشت.

پروین اعتصامی می گوید:

گوهر وقت بدین خیرگی از دست مده آخر، این دُرّ گران مایه بهایی دارد

دوران تحصیل، بهار عمر ماست. تعطیلات را همچون ایام تحصیل، پربار و سرشار سازیم؛ این است برکت عمر.

پیام متن:

قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند

بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم

حافظ

 

انس با کتاب ومطالعه

مطالعه، خوراک روح و فکر انسان است و کتاب، سفره ای است که غذاهای گوناگون را در اختیار خوانندگان می گذارد. گاهی بی رغبتی به مطالعه، عامل بسیاری از نارسایی های فکری و ضعف بینش و سطحی نگری در مسائل مهم جامعه است. دانشجو باید جویای دانش باشد. همیشه، همه جا و در هر شرایط باید با کتاب، دوست بوده و آن را در سفر و حضر به همراه داشته باشد و خستگی های روحی خود را با آن درمان کند.

کتاب خانه، کم ارزش تر از داروخانه نیست. تأثیر مطالعه بر رفتار، اخلاق و دیدگاه های انسان کمتر از انواع داروهای گیاهی و شیمیایی نیست. کمبودمطالعه، برای هر شخص و جامعه ای، ناپسند و تباه کننده است و باید برای پرهیز از آن چاره ای اندیشید. پس دور از واقعیت نیست اگر با پرداختن به مطالعه، به نوعی کتاب درمانی روی آوریم و بیماری هایی همچون نومیدی، افسردگی، نادانی، شک، بی خبری، ضعف بینش، کاستی های اخلاقی، گمراهی های سیاسی و باورپذیری های غلط را با مطالعه آثار مناسب و سودمند درمان کنیم. از هیچ کس به ویژه دانشجو عذر «اهل مطالعه نیستم» پذیرفته نیست؛ زیرا تار و پود فلسفه دانشجویی، با علم و کتاب و پرسش و کاوش آمیخته است و خواندن، خمیرمایه زندگی جوانان ما در این مقطع از علم آموزی و زندگی و عمر اوست.

بنابراین، کتاب، درمان گر روح است و مطالعه، غذای فکر و جان. پس در گزینش این دارو و نسخه گرفتن از پزشکان اندیشه باید دقیق بود؛ زیرا پی آمدهای خواندن کتاب های زیان بار و فرصت کش، بیش از غذای مسموم است. بسیاری از لغزش ها نیز معلول خواندن آثار سست، یا انحرافی یا پذیرش اندیشه های بی بنیاد و مغالطه آمیز برخی از نویسندگان است.

پیام متن:

1. خواندن کتاب های سودمند، در رفع کمبودهای علمی و فرهنگی انسان نقش اساسی دارد و سلامت روح انسان را حفظ می کند.

2. در انتخاب کتاب باید دقت کرد؛ زیرا برخی از کتاب ها، گمراه کننده و باز دارنده از راه هدایت هستند.

 

روش های درست

روش مندی در هر کاری از جمله مطالعه، ما را به بیشترین دستاورد با صرف کمترین تلاش و هزینه و وقت می رساند؛ یعنی نوعی پیمودن راه میان بر است. در مطالعه، کمیت و مقدار، از کیفیت، برتر نیست. زیاد خواندن مهم نیست، بلکه خوب و عمیق خواندن و خوب فهمیدن، مهم است. شایسته است هنگام مطالعه به این نکته ها توجه کنید:

ـ آنچه را می خوانید، با دیگران به بحث بگذارید.

ـ از کتاب هایی که می خوانید، یادداشت بردارید.

ـ مطالعه موضوعی را بر پراکنده خوانی ترجیح دهید.

ـ موارد مبهم و نیازمند پرسیدن را هنگام مطالعه یادداشت کنید.

ـ هنگام خواندن، تمرکز فکری خود را حفظ و ذهن خویش را کنترل کنید.

ـ درباره آنچه می خوانید، به طور عمیق بیندیشید و در ذهن خود آنها را بررسی کنید.

ـ کتاب های خوب و ضروری را از کارشناسان هر فن بپرسید و در صورت مفید و ضروری بودن آن، به یک بار خواندنش بسنده نکنید.

ـ کتاب های خوب و اثرگذار و پرمحتوا را به دوستانتان نیز معرفی کنید.

باری، به رفاقت با کتاب و انس با مطالعه رو آورید.

پیام متن:

ژرف اندیشی هنگام مطالعه کتاب، گفت وگو درباره مسائل مهم آن و تمرکز فکری، از شیوه های پسندیده کتاب خوانی است که به دریافت کامل مطالب کتاب کمک می کند.

 

جرئت داشتن بر گفتن «نمی دانم»

احساس بی نیازی، نه تنها در قلمرو ثروت، بلکه در گستره دانش نیز فسادآور است و شخص را به سرکشی و پشیمانی می کشد. اینکه گفته اند علوم بشری با این همه رشد و شکوفایی، تنها توانسته است خراشی کوچک بر دیوار عظیم مجهولات بیندازد، سخن درستی است و پذیرش آن، غرورشکن است. نهایت علم و دانایی انسان، آن است که به این نتیجه برسد که چیزی نمی داند و این، گامی در راه کبرزدایی از دل است.

کسانی که از گفتن «نمی دانم» می هراسند، به زودی از این پنهان کاری خود آسیب می بینند و برای حفظ وجهه موهوم و ظاهر خیالی، به حرف های بی اساس و سخنان خام و نپخته روی می آورند. آنان حتی از بافتن دروغ های بزرگ نیز پروا نمی کنند. امام صادق علیه السلام می فرماید: «اگر از یکی از شما چیزی پرسیدند که نمی داند، بگوید، نمی دانم.» یکی از شاگردان علامه طباطبایی می گوید:

در طول سی سال که افتخار درک محضر ایشان را داشتم، هرگز کلمه «من» از ایشان نشنیدم. در عوض، عبارت «نمی دانم» را بارها در پاسخ [پرسش ها]، از ایشان شنیده ام؛ همان عبارتی که افراد کم مایه از گفتن آن عار دارند، ولی این دریای پرتلاطم علم و حکمت، از فرط تواضع و فروتنی به آسانی می گفت.

کسی که می پندارد قادر به تحلیل همه چیز است و در همه زمینه ها آگاهی دارد و بر دیدگاه هایش پای می فشرد، افزون بر آنکه بی ظرفیتی خویش را می شناساند، از رسیدن به درجه های بالاتر نیز محروم می ماند. بهتر است وقتی چیزی را نمی دانیم، بی جهت اظهارنظر و ابراز دانایی نکنیم و دیگران را نیز به اشتباه نیندازیم. چه بسیارند کسانی که از پاسخ های نسنجیده و بدون تأمل خویش، پشیمان شده اند. از حضرت علی علیه السلام روایت شده است: «هرگاه از کسی پرسشی شد، درباره چیزی که نمی داند، از گفتن «نمی دانم» شرم نکند».

پیام متن:

گفتن «نمی دانم» به هنگام ناآگاهی از موضوعی، نشانه تواضع انسان است و او را از غرور و افتادن در گرداب پاسخ های نادرست و پشیمانی باز می دارد.

 

هنر گوش فرادادن

اگر از نعمت شنوایی محروم باشیم، آموختن هرچند ناممکن نمی شود، بسیار دشوار است. پس نعمت شنوایی، به عنوان یکی از ابرازهای فهمیدن و آموختن بسیار مهم است. در برخورد با دانایان و هنگام حضور در مجلس علم و محضر عالم، گشودن این دریچه برای فراگیری دانش ضروری است؛ یعنی کمتر حرف زدن و بیشتر شنیدن! به قول بابا افضل کاشانی:

کم گوی و به جز مصلحت خویش مگو        وز هر چه نپرسدت کسی، پیش مگو

گوش تو دو دادند و زبان تو یکی       یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگو

از سوی دیگر، گوش داشتن و نشنیدن، پرتگاهی است که برخی دچار آن می شوند. باری گوش دادن، یک ضرورت است و خوب گوش کردن، یک هنر. با خوب گوش کردن، بهره های بسیاری را می توان به دست آورد و بیشتر خسارت ها هم به خاطر گوش کردن های سهل انگارانه است. در یکی از سفارش های حضرت علی علیه السلام آمده است: «عَوِّدْ اُذُنَکَ حُسْنَ الاِْسْتِماعِ؛ گوش خود را به «خوب شنیدن» عادت بده».

اگر با دقت گوش دهیم، هم بهتر می فهمیم و هم فهمیده ها، دقیق تر و ماندگارتر خواهد بود. پس باید بکوشیم که هنگام گوش دادن، خاطری جمع و دلی آسوده و فکری تمرکز یافته داشته و از پراکندگی فکری و حواس پرتی به دور باشیم.

پیام متن:

خوب شنیدن مطالب علمی و سودمند، سبب دریافت درست آن و مانع از بی بهره ماندن از نکته های علمی وارزشمند می شود. نیز ماندگاری این مسائل را در ذهن انسان، چندین برابر می کند.


٠٨:١٥ - چهارشنبه ١٧ آذر ١٣٩٥    /    عدد : ٥٩٢٦٨    /    تعداد نمایش : ١٢٧٥


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




تقویم
اوقات شرعی
پیوندها
حضرت امام عصر (عج) فرمودند : ان استرشدت أرشدت ، و ان طلبت وجدت . اگر خواستار رشد و كمال معنوي باشي هدايت مي شوي ، و اگر طلب كني مي يابي . بحارالأنوار ، ج 51 ، ص 339